با سلام، بنده دارای یک دختر دانشجوی 20 ساله هستم. متاسفانه دختر دانشجویم در مدتی که در دانشگاه بود، بیشتر متمایل به پوشیدن مانتو شلوار شد تا پوشش چادر و این نوع پوشش هم برخلاف شأن خانواده ما است. نمی‌دانم چگونه او را به پوشش چادر وادارم. البته نگرانی بنده بیشتر از این است که نکند این روند ادامه پیدا کند و حتی نوع پوشش مانتو شلوارش نیز تغییر کند. لطفا راهنمایی کنید.

پاسخ سوال:
با سلام، ابتدا از اینکه ما را به عنوان راهنمای خود انتخاب کرده‌اید، تشکر می‌کنم.

احتمالا، این نوع تغییر پوشش از سوی دختر دانشجوی شما، ناشی از محیط و فضای دانشگاه بوده است؛ زیرا دانشجویان چادری نسبت به دیگران بسیار اندک هستند. لذا دانشجویان چادری بیشتر، فضای متاثری از فضای غالب دانشگاه را تجربه می‌کنند.

امّا باید توجه داشت که علت اینگونه تغییر رفتارها و کوتاه آمدن از ارزش‌ها، ضعف اعتماد به نفس است که ممکن است به تدریج منجر به کم حجابی، کم اهمیتی به نماز و روزه و ... بشود. بنابراین باید تلاش کرد تا اعتماد به نفس از دست رفته فرزندتان باز گردد.

ولی در صورت تاکید دخترتان بر ترک چادر، مقاومت نشان ندهید؛ زیرا همانطور که می‌دانید پوشش اسلامی در چادر منحصر نمی‌باشد و اگر پوشش مانتو شلوار براساس عرف و شرع باشد؛ یعنی تنگ، کوتاه، چاک‌دار و تحریک کننده نباشد، پوشش مورد نظر شارع مقدس است.

اگر هم اغماض و چشم پوشی از شأن خانوادگی واقعا برایتان مشکل ساز است، می‌توانید به دخترتان پیشنهاد دهید که در محیط دانشگاه با مانتو شلوار و در بیرون از آن با چادر باشد.

نکته: هیچ گاه برای واداشتن فرزندان به پوشش مطلوب، از زور و اجبار استفاده نکنید؛ چه اینکه این کار می‌تواند موجب گرایش او به پوشش نامناسبی غیر از چادر و مانتوشلوار شود.

امام صادق(علیه‌السلام) در این باره فرموده است: «همانا کسی می‌تواند امر به معروف و نهی از منکر کند که در او سه خصلت باشد: به آنچه امر می‌کند خودش عمل کند و از آنچه نهی می‌کند خودش دوری جوید و در آنچه امر یا نهی می‌کند اعتدال را رعایت نماید و در آنچه امر یا نهی می‌کند، نرمی نشان دهد.»[1]

پی‌نوشت:
[1]. خصال، ج1، ص171

بازنشر اول: رهروان ولایت




طبقه بندی: سبک زندگی،  تربیت فرزند،  حجاب و بدحجابی، 
برچسب ها: مانتو شلوار، امر به معروف و نهی از منکر، چادر، دانشجو، پوشش مطلوب، اعتماد به نفس،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 31 خرداد 1394 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
رهروان ولایت ـ بطور کلی هر مرد مسلمانی، نسبت به طرز پوشش نامناسب همسرش، تعصب مردانه دارد و چه بسا به جهت اینکه همسرش مورد نگاه‌های طمع‌آلود دیگران قرار نگیرد، اقدامات امنیتی و پوششی کامل برای همسرش قرار دهد.

امّا در مواردی دیده می‌شود که متاسفانه خود شوهر از همسرش می‌خواهد که در نحوه پوشش خود در برابر دیگران(افراد نامحرم) تغییراتی بدهد؛ مثلا حجاب کامل نداشته باشد. مانند این خانم که همسرش بعد از مدتی از زندگی زناشویی، از او خواسته است که در برابر دیگران(افراد نامحرم) حجاب سر نداشته باشد و بااینکه در این زمینه(حجاب) بارها باهمدیگر صحبت و گفت‌وگو کرده‌اند، ولی هیچ کدام نتواسته‌ است که دیگری را متقاعد کند. ولی به راستی، باتوجه به لزوم اطاعت پذیری همسر از شوهر، آیا در این زمینه نیز، همسر باید مطیع محض درخواست‌های شوهر باشد؟ واقعا علت اینگونه درخواست‌های نابه جا و غیرعادی برخی از همسران چیست؟ چگونه می‌توان این مشکل را برطرف کرد؟

مسلما، اطاعت از شوهر، لازمه مدیریت مرد در درون خانواده است.[1] البته اطاعت در بسیاری از موارد، میان زن و شوهر جنبه متقابل دارد و موجب زیاد شدن محبت میان طرفین نیز می‌گردد.

امّا نکته‌ی حائز اهمیت در اطاعت پذیری از همسر، این است که اطاعت از همسر می‌بایست در امور جایز باشد و گرنه در امور نامشروع و حرام، اطاعت از همسر نادرست و گناه آلود است. البته عدم اطاعت پذیری از همسر در امور نامشروع، نیز باید به گونه‌ای باشد که منجر به توهین، بدخُلقی و سلب آرامش از همدیگر نشود.

از این رو ضمن اینکه باید مشکل را با گفت‌وگوی منطقی و صمیمانه میان طرفین حل کرد، همچنین لازم است ریشه یابی کرد که علت درخواست(نامشروع) همسر چیست؛ زیرا مسلما با ریشه یابی کردن صحیح موضوع، می‌توان به نتیجه رضایت بخش میان طرفین رسید و گفت‌وگوهای طرفینی نیز بهتر نتیجه بخش خواهد بود.

امّا قبل از اینکه به دلایل و ریشه‌های این موضوع بپردازیم، لازم است که همسر این آقا، حتی المقدور در مکان‌ها و فضاهای بسته و آنجایی که نامحرم وجود ندارد، درخواست مشروع همسرش را اجرا کند؛ زیرا این کار حداقل باعث می‌شود که همسر این خانم بپذیرد که همسرش اصلا بنای بر مخالفت و ناسازگاری با او را ندارد و صرفا به دلایل اعتقادی که طرفین هم قبول دارند، حاضر نیست آن بخش از درخواست(نامشروعش) را اجرا کند.

امّا دلایل احتمالی:

1. بعضی از آقایان به این دلیل که همسرشان، به اندازه کافی به وضعیت ظاهری خود یعنی آراستگی در خانه نمی‌رسند، از این وضعیت ناراضی هستند و چه بسا به جای گفتن اصل احساس خود، وارد بهانه جویی و انتظارات نابه جا و غیرعادی می‌شوند که حتی با اعتقادات خودشان نیز در تناقض است.
در چنین مواردی بهتر است که همسر، مهارت‌های زناشویی و آراستگی خود را در خانه ارتقاء دهد تا این مشکل به مرور حل شود.
در روایتی از پیغمبراکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) آمده است که حضرت فرمود: «خانم ها از آرایش دریغ مکنید، بهترین ملایم ترین و دل نواز ترین عطر را به کار برید زیبا ترین و دلربا ترین لباس را به اندام خویش بپوشانید خود را حداقل با یک گردنبند زینت بخشید و صبح و شام خود را به شوهر عرضه دارید ،در یک کلام چشم و دل شریک زندگیتان را هنرمندانه بربایید.»[2]

2. متأسفانه برخی از همسران به خاطر تظاهر، خُودنمایی و به رخ کشیدن که(این هم زمینه‌های خاصی دارد) قصد به رخ کشیدن همسرانشان در محیط‌های خاصی را دارند.

3. چه بسا گاهی مرد به خاطر عدم شناخت کافی نسبت به نگاه‌های دیگران و همچنین به این دلیل که ممکن است خود اینگونه نبوده، دچار ساد‌گی و خوش بینی احمقانه نسبت به هم جنسان خود شده باشد.

4. گاهی برخی از افراد به خاطر احساس خودکم بینی و حقارت در خود، احساس غرور و خودنمایی نمی‌کنند و از طریق همسرشان می‌خواهند احساس خود کم بینی خود را بپوشانند.

5. تقلید و الگوبرداری مستقیم و غیرمستقیم از شبکه‌ها و برنامه‌های ماهواره‌ای نیز در چنین درخواست‌های نامشروع همسر می‌تواند تاثیر بسزایی داشته باشد.

6. همچنین وجود فرهنگ نامناسب(از جمله پوشش نیمه عریان در میان اقوام و فامیل) در میان خانواده‌های فامیل و رفت و آمد با آنان، می‌تواند باعث چنین درخواست‌های نابه‌جا در میان همسران شود.

نکته پایانی: بعد از ریشه یابی مسأله نیز می‌توان با مدارا، صمیمیت و گفت‌وگوی منطقیِ طرفینی، اختلاف فی مابین را حل کرد. همچنین لازم است همسران توجه داشته باشند که نباید در همان قدم اول، تند و خشن برخورد کرد، بلکه با تدبیر می‌توان اختلافات را به حداقل رساند.

پی‌نوشت‌ها:
[1]. «الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَی النِساء»[نساء/34]
[2]. وسائل الشیعه، ج14، ص95




طبقه بندی: اختلافات زوجین،  مسایل جنسی و روابط زناشوئی،  حجاب و بدحجابی، 
برچسب ها: طرز پوشش همسر، نامحرم، اطاعت همسر، درخواست نامشروع، آراستگی همسر، خودنمایی، پوشش نیمه عریان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 27 اسفند 1393 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
معمولا فرزندان از دو، سه سالگی، سعی می‌کنند که رفتارهایشان را شبیه والدین و افراد محبوب خود کنند. از این رو کودکان به صورت تقلیدی رفتارهای مثبت و منفی والدین و اطرافیان را انجام می‌دهند که با گذر زمان، این رفتارهای تقلیدی می‌تواند در شخصیت کودکانمان نهادینه شود.

امّا نکته حائز اهمیت این است؛ از آنجایی که در اسلام همواره و به انحاء مختلف، سفارش شده است که بهترین زنان، آن زنانی هستند که خود را به بهترین شکل برای همسرانشان بیارایند[1] آیا با وجود رفتارهای تقلید کننده از سوی کودکان، باعث نمی‌شود که آرایش مادران در خانه، تاثیر منفی روی تربیت کودکان بگذارد؟

البته باید توجه داشت که آراستگی(به معنای تمیز و مرتب بودن ظاهر) با آرایش و زینت کردن خاص برای همسر متفاوت است. از طرفی آراستگی والدین در خانه و استفاده از کلمات محبت آمیز به یکدیگر، نه تنها آسیبی برای فرزندان ندارد، بلکه به صورت غیرمستقیم موجب می‌شود که کودکان نیز آموزش ببینند که همواره آراسته باشند و در کنار آن علاقه و محبت کردن را نیز یاد بگیرند.

پس آراستگی زن برای مرد و یا مرد برای زن، اگر نگوییم که بار مثبت تربیتی ندارد، حداقل اینکه هیچ آسیب تربیتی برای کودکان بدنبال ندارد. امّا بحث در مورد آرایش و زینت خاصی است که زن برای همسرش در خانه انجام می‌دهد تا همسرش به او تمایل پیدا کند(و عشق و علاقه آنان به همدیگر دوچندان شود) آیا این نوع زینت و آرایش خاص زن برای همسرش، موجب انحراف کودکان می‌شود بطوریکه لطمه به تربیت آنان بزند یا نه؟

البته خود فرزندان می‌دانند که پدر و مادر در شرایط خاصی که زن و شوهر هستند، می‌توانند آرایش و آراستگی ظاهری در برابر هم داشته باشند؛ چون مشاهده می‌کنند که مادر در موقعیت‌های خارج از خانه بسیار پوشیده است و رابطه سنگین با جنس مخالف خود دارد.

ولی موضوعاتی مانند آرایش و زینت(تحریک آمیز برای همسر) و یا عشق و محبت‌هایی که بار جنسی دارد، مسلما در هنگامی که فرزندان هستند کار مناسبی نیست و یقینا، می‌تواند برای فرزندان بدآموزی نیز داشته باشد.

لذا همسران با مدیریت زمان، می‌توانند در زمانی که فرزندان در اتاق شخصی والدین نیستند و یا زمانی که قصد خوابیدن دارند و همسران تنها بسر می‌برند، عشق و محبت خاص خود را همراه با آرایش و زینت خاص برای همدیگر داشته باشند.

از این رو لازم است والدین، از رفتارهای ذیل در حضور فرزندان، پرهیز کنند:

1. اجتناب از مشاهده فیلم‌های نامناسب که در آن زنان و مردان با پوشش‌های نامناسب، عریان و نیمه عریان، روابط و رفتارهای زننده، رقص‌های تحریک آمیز، معاشقه و روابط جنسی را به نمایش می‌گذارند.

2. اجتناب والدین از شوخی‌های رکیک و زننده، ایماء و اشاره جنسی، کنایه‌های جنسی، لمس و در آغوش کشیدن همدیگر که بار جنسی داشته باشد.

3. اجتناب والدین از ناز و نوازش، بوسیدن و معاشقه با همدیگر در حضور فرزندان.

پی‌نوشت:
[1]. پیغمبراکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: «بر زن است که در برابر شوهر خود را به بهترین عطرها معطر کند و بهترین لباس خود را بپوشد و خود را به بهترین زینت، خود را زینت کند و...»[الكافی، ج‏5، ص508]
همچنین امام علی(علیه‌السّلام) در این باره فرموده است: «جهاد زن، آراستگی و زیبایی برای شوهرش است.»[نهج‌البلاغه، کلمات قصار، ش136]





طبقه بندی: سبک زندگی،  مسایل جنسی و روابط زناشوئی،  حجاب و بدحجابی، 
برچسب ها: آرایش، آراسته، آرایش همسر، آراستگی همسر، آراستگی زن برای مرد،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 26 اسفند 1393 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
بنده دختری27 ساله لیسانس هستم یکماهه عقدکرده ام و ازهمسرم راضی هستم و باهم رابطه متقابل خوبی داریم.باوجود مشکلاتی که درگذشته بادخالتهای نابجای دیگران داشته و سختیهای بسیاری رامتحمل شده بودم حال ازهمه آن مسایل گذشته باهم خداروشکرمشکلی نداشته واگر بقیه ناراحتی را ناخواسته بوجودنیاورند مشکلی فعلا وجودندارد.بنده دردانشگاه آزادشهرستان درس خوانده و قبلش دختری ساده امامانتویی بودم باظاهری موجه. امابنابرمقررات دانشگاه محل تحصیل و همنشینی با دوستان خوب به چادرعلاقمند شدم ودانشگاه به اتمام رسید وپس ازآشنایی با همسرم و صحبتهای فراوان و گفت و شنود در مورد خواسته های ایشان واینکه به مساله حجاب بسیار اهمیت میدهند و همه چیز را رک و روراست به من ازهمون روزهای اول تاکید کردن بنده هم تاحدودی پذیرفتم و درضمن به دلخواه خودم هم که بودرعایت کردم.امابامخالفتهای خانواده بخصوص مادرم که تحصیلکرده و معلم هستندروبروشدم که گفتن توبه دلخواه خودت چادرسرنمیکنی تو تحت اجبار او هستی توبعدا خسته میشی میذاری کنار دختر باید به روز و شیک باشه وتمسخربرادرم  و...مواجه شدم وبازهم بطورپنهانی سرمیکردم امااین حرفها و ناراحتی ها باعث شده دلسردبشم وهمسرم ناراحت باشن ومیگه من دیگه کاری ندارم وتااخرعمرطبق میل خانواده ات بگرد.من دراین میان مانده ام ونمیدانم چکارکنم طوری که دیگراصلابخودوتفکرات وعقایدم فکرنمیکنم وفقط نگاه میکنم ببینم اوچی میگه دیگری چی میگه.من شخصا باچادرسرکردن مشکلی ندارم و علاقه هم دارم ولی این راهم راغب نیستم که پشت سرم فامیل و دیگران حرفی بزنن و بگن شوهرش خواسته سرکنه بخاطراین مسایل اشفته هستم و درمنگنه خانواده و همسر گیر کرده ام.ممنونم راهنمایی بفرمایید دوس دارم همیشه طوری محجبه باشم که بتونم تااخر ادامه دهم و حرفی منو متزلزل نکنه .متشکرم و خسته نباشید


پاسخ سوال:

با سلام، ابتدا از اینکه گروه مشاوره رهروان ولایت را به عنوان راهنمای خود انتخاب کرده‌اید، تشکر می‌کنم.

این مسأله به طرز نگاه شما بستگی دارد؛ اینکه نظر و دیدگاه شما نسبت به این نوع پوشش، نگاه اعتقادی است و یا یک نگاه منفعلانه و از روی احساس است.

اگر این نوع پوشش را از روی اعتقاد پذیرفته باشید، نباید نسبت به نگاه‌ها و رفتارهای دیگران حساسیت زیادی نشان دهید. از آن گذشته به نظر می‌آید این نوع پوشش را مدتی است انتخاب کردید، تا حدودی طبیعی است که بیشتر در معرض نگاه‌های موافق و مخالف دیگران باشید ولی وقتی شما در مورد این موضوع ثبات قدم داشته باشید و مدتی هم بگذرد، کمتر در معرض نگاه‌های مخالف قرار می‌گیرید؛ زیرا به مرور زمان، این نوع پوشش شما از سوی دیگران پذیرفته می‌شود.

از آنجایی که نگاه شما و همسرتان به موضوع حجاب یکی است، پس بهتر می‌توانید با نگاه‌های مخالف دیگران کنار بیایید.

لذا نگاه‌ها و رفتارهای مخالف، به مقدار حساسیت شما بستگی دارد؛ یعنی اگر با بی توجهی از کنارش رد شوید، بعد از مدتی برای شما عادی می‌شود. ولی اگر این موضوع را جزو نقطه ضعف خود بدانید، بیشتر حساسیت شما برانگیخته می‌شود و داستان همچنان ادامه پیدا می‌کند.

بهتر است روی این موضوع حساسیت نداشته باشید.





طبقه بندی: حجاب و بدحجابی،  مشاوره خانواده، 
برچسب ها: نگاه‌های مخالف، نگاه دیگران، حجاب، نوع پوشش، اعتقاد، منفعلانه، حساسیت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 18 آبان 1393 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
ممکن است بعضی از اموری که در اطرافمان وجود دارد، در دید اولیه، جزو خرافات به نظر بیاید؛ ولی با تحقیق و مراجعه به آموزه‌های دینی، می‌توان به این نتیجه رسید که واقعیت خارجی دارند و خرافه نیستند. از طرفی اعتقاد به چشم زخم، از قدیم الایام، نه تنها در کشورمان، بلکه در سایر ملل نیز وجود داشته است؛ ولی همواره این سوال مطرح بوده است که آیا واقعاً چشم زخم حقیقت دارد یا نه؟ هر چند، چشم زخم و شوری چشم، از منظر روانشناسی، قابل مطالعه و بررسی است، ولی در این یادداشت، حقیقت چشم زخم در آموزه‌های دینی مورد بررسی قرار داده می‌شود. اینکه آیا اعتقاد به آن بر اساس آموزه‌های دینی صحیح است یا خیر؟!

ماهیت چشم زخم
«شوری چشم» یا «چشم زخم» عبارت است از آسیبی که تصور می‌شود از نگاه فرد بد خواه یا حتی ستایش‌گر به کسی یا چیزی می‌رسد. امّا اصطلاحات چشم زخم، در کلام عربی عبارتند از العین، الإصابة بالعین، العین اللّامه، عین الکمال، الأزلاق بالأبصار.

چشم زخم در قرآن کریم
در قرآن کریم، آیاتی وجود دارد که گفته شده می‌تواند بیانگر پدیده چشم زخم ‌باشند، که البته باید بررسی شوند؛ در آیه 51 سوره قلم آمده است: «وَ اِن یَکادُ الَّذینَ کَفَرو لَیُزلِقونَکَ بِاَبصارِهِم لَما سَمِعوا الذِّکر...؛ و آنان که کافر شدند چون قرآن را شنیدند چیزى نمانده بود که تو را چشم بزنند... »

علامه طباطبایی(رحمة‌الله‌علیه) در ذیل این آیه شریفه فرموده است: «مقصود از آن، چشم زدن است که خود نوعی از تأثیرات نفسانی است و دلیل عقلی بر نفی آن نداریم؛ بلکه حوادثی دیده شده که با چشم زدن منطبق است.»[2]

شأن نزول آیه 51 سوره قلم
جمعی از قریش، افرادی را که به حسد و بدچشمی شهرت داشتند اختیار کردند، تا به پیغمبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) ضربه بزنند. شور چشمی این جماعت به صورتی بود که اگر یکی از آنان حیوانی را مشاهده می‌کرد و می‌گفت چه زیبا است و تا به حال نظیر آن را ندیده‌ام‌، حیوان فوری هلاک می‌شد. یا اینکه اگر آنان قصد کشتن فردی را داشته‌اند، سه روز چیزی نمی‌خوردند و بعد از آن به او نظر می‌انداختند که بر اثر چشم زخم آنان، فرد مورد نظر در جا می‌افتاد و می‌مُرد. این گروه به اصرار قریش، بر در مسجد پیغمبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) آمدند؛ در حالی که آن حضرت، در مسجد نشسته بود و قرآن تلاوت می‌کرد. این جماعت، خارج از مسجد ایستادند و در حالی که پیغمبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را مشاهده می‌کردند، می‌گفتند چه با فصاحت و بلاغت سخن می‌راند و چه زیبا و خوش‌سیرت است؛ هرگز مانند او  را در فصاحت و زیبایی کلام و چهره ندیده‌ایم. در این وضعیت، حضرت جبرئیل(علیه‌السلام) بر پیغمبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله)، آیه «وَ إن یَکاد» را نازل کرد و حضرت، آن را تلاوت کرد و از خطر محفوظ ماند.[3]

بسیاری از مفسران قرآن کریم، بر مبنایِ قولِ مشهور در میان مفسران، «أزلاق بالأبصار» را دالّ بر چشم ‌زدن گرفته‌اند. امّّا نباید غافل شد که «أزلاق» در لغت به معنای چشم ‌زخم نیست؛ بلکه به معنای «لغزاندن» است.[4] و اگر واژه «أزلاق بالأبصار»، کنایه راجع به چشم ‌زخم دانسته شود، أولی این است که منظور از آن، ترساندن حضرت رسول(صلی‌الله‌علیه‌وآله) باشد. همچنانکه این کاربرد از کلام رایج بوده است. پس «أزلاق بالأبصار» یعنی «با نظر عداوت و با بغض و انکار یا با بدخواهی و به تندی و تیزی در کسی نگریستن.»[5]

البته تکمیل این آیه با عبارت «وَ یَقُولُونَ إنَّهُ لَمَجنُون» نیز قابل تأمل است؛ به طوری که با چشم ‌زخم مناسبتی ندارد؛ بنابراین، به نظر نمی‌رسد که این آیه، مفیدِ تأیید یا ابداع چیزی در مورد چشم ‌زخم باشد.[6]

امّا آیه بعدی که برای چشم زخم عنوان شده، آیه 67 سوره یوسف(علیه‌السلام) است؛ هنگامی که برادران حضرت یوسف(علیه‌السلام) بعد از جلب موافقت پدر، برادر کوچک را با خود همراه کردند و برای دومین بار آماده حرکت به سوی مصر شدند، در اینجا پدر نصیحت و سفارشی به آنها کرد و گفت: «یا بُنیَّ لاتَدخُلوا من بابٍ واحدٍ وَ ادْخُلوا مِن أبوابٍ مُتَفَرّقة؛ فرزندانم! هنگام ورود به شهر، شما از یک دروازه وارد نشوید؛ بلکه از دروازه‌های مختلف وارد شهر شوید.»[7]

عدّه‌ای از مفسران اعتقاد دارند که علّت این دستور آن بود که از آنجایی که برداران یوسف(علیه‌السلام) از جمال و زیبایی برخوردار بودند و قامت‌های رشید داشتند، پدر نگران بود که مورد چشم زخم قرار گیرند.[8]

امّا در این آیه شریفه نیز دلالتی بر چشم ‌زخم ظاهر نیست و برای این توصیه، احتمالات دیگری نیز در تفاسیر مطرح شده است؛ از جمله حسد ‌بردن مردمان بر ایشان و نیز ترس از اینکه حکومت، با مشاهده قوّت و اتّحاد ایشان، آسیبی به آنان وارد سازد.[9]

علامه طباطبایی(رحمةالله‌علیه) در تفسیر المیزان در ذیل آیه 5 سوره فلق «وَ مِن شَرِّ حاسدٍ إذا حَسَد» می‌نویسد: «برخی از مفسران گفته‌اند این آیه همچنین شامل چشم زدن افراد چشم زخم نیز می‌شود؛ چون شوری چشم، ناشی از نوعی حسادت درونی است. فرد حسود وقتی چیزی را ببیند که در نظرش بسیار شگفت آور و بسیار زیبا باشد، حسدش تحریک شده، با همان نگاه، زهر خود را می‌ریزد.»[10]

با این حال، بسیاری از مفسران بر اساس منابعِ فکری خود و روش تفسیری معمول، هرگز در این آیه نیز اجماع پیدا نکرد‌ه‌اند. بنابراین با وجود تفاسیر مختلف از این آیات، نمی‌توان به ضرس قاطع، حقیقت چشم زخم را در قرآن کریم ثابت کرد؛ لذا باید برای اثبات آن به دیگر منابع، یعنی روایات رجوع کرد.

چشم زخم در روایات و سنّت
روایات اهل بیت(علیهم‌السلام) و همچنین سنّت پیغمبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) سند و مدرک قابل اعتماد بر حقیقت داشتن شوری چشم است. علامه مجلسی(رحمةالله‌علیه) پس از نقل روایات و کلمات علما و حکما در مورد این موضوع چنین نتیجه می‌گیرد: «انکار موضوع چشم زخم به طور کلی به سبب شواهد عینی آیاتی از قرآن و روایات ممکن نیست».[11] (هر چند از منظر آیات قرآن، حقیقت چشم زخم ثابت نشد)

امّا از جمله روایاتی که دال بر چشم زخم هستند، عبارتند از:

از پیامبر خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل شده است که حضرت فرمود: «چشم زخم انسان(صحیح و سالم) را داخل قبر می‌کند و شتر را به دیگ می‌فرستد».[12]

از امام جعفر صادق(علیه‌السلام) نقل شده  است: «لَو کانَ شَیءٌ یَسبِقُ القَدَرَ لَسَبَقَهُ العَین؛ اگر چیزی باشد [با تعبیر «لَوْ»] که بتواند بر قضا و قدر سبقت بگیرد، آن چیز چشم ‌زخم است».[13]

(البته باید توجه داشت که از دیدگاه دینی و اسلامی، در ورای چشم ‌زخم، خداوند قادر متعال قرار دارد؛ یعنی آنچه در واقع تأثیر گذار است، قدرت الهی است، نه اینکه اینگونه عوامل، معارض قدرت مطلق الهی باشند)

همچنین در روایت دیگری آمده است که روزی جبرئیل(علیه‌السلام) بر پیامبر خدا(صلی‌الله‌‌‌علیه‌و‌آله) نازل شد و حضرت را اندوهگین مشاهده کرد؛ وقتی علت را سؤال کرد، پیامبر خدا(صلی‌‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: «ناراحتی‌ام به دلیل آن است که امام حسن و امام حسین(علیهماالسلام) را چشم زدند. جبرئیل(علیه‌السلام) عرض کرد: «ای محمد! چشم زخم واقعیت دارد؛ پس آنها را با این جملات تعویذ بفرما».[14]
عجیب‌تر آنکه صفوان جمّال از امام جعفر صادق(علیه‌السلام) نقل کرده که حضرت فرمود: «اگر قبرستان‌ها شناخته شوند و حقایق آشکار گردد، خواهید دید که اکثر مردگان با چشم زخم از بین رفته‌اند؛ زیرا که چشم زخم حقیقت دارد.»[15]

بنابراین، چشم زخم بر اساس روایات و سنّت، یکی از واقعیات تلخ زندگی است که می‌تواند به صورت روزمره و مداوم اتفاق بیفتد. امام علی(علیه‌السلام) در این باره فرموده است: «العِینُ الحَقّ؛ چشم زخم حق است.»[16]

ولی چه بسا بسیاری از افراد، چشم زخم را امری واهی و خرافی بپندارند و از توجه به آن و راه‌های پیشگیری از آن غفلت کنند. به نظر می‌رسد که شوری چشم یا همان چشم زخم، یک پدیده روحی و نفسانی است که در افراد شور چشم وجود دارد؛ به طوری که در نظرشان آن موضوع جالب یا عجیب جلوه می‌کند. آن نیروی نفسانی، اثری تخریب کننده از خود به جای می‌گذارد و به گفته خود این افراد، هرگاه چیزی در نظرشان زیبا و حیرت انگیز جلوه کند، گویا موجی از چشم‌هایشان‌ ساطع می‌شود و برای آن چیز یا صاحب آن، بلایی به وجود می‌آید.

اعتقادات خرافی در مورد شوری چشم
برخی برای درمان و دفع چشم زخم، نسخه‌هایی پیچیده‌اند که هیچ سند و مدرک معتبر و دلیل معتبری نداشته و مورد تایید عقل و وجدان نیز نیستند؛ مانند دود کردن اسپند، آویزان کردن اسپندهای به هم پیوسته بر سَردَر خانه و گذاشتن نمک در اتومبیل‌ها و ساختمان‌ها که شوری چشمشان با شوری نمک از بین برود! شکستن تخم مرغ و نام بردن افرادی که احتمال می‌دهند چشم زده باشند، گذاشتن تخم مرغ زیر چرخ‌های اتومبیل برای دفع چشم زخم و...!

همگی این امور ساختگی که سند و مدرک معتبری ندارند، اثری در دفع شوری چشم، نداشته و گاه می‌تواند آثار سوئی همچون تهمت زدن به دیگران و به وجود آمدن اختلافات و بیهوده پول صرف کردن را نیز به دنبال داشته باشد. لذا نباید به بهانه واقعیت داشتن چشم زخم، اطرافیان و دیگران را متّهم کرد و زندگی را بر خود و نزدیکان با اعمال و آداب شاقّ، سخت گرفت.

بنابراین، شوری چشم بدین معنی نیست که همگی مردم چشمان شوری داشته باشند؛ بلکه در یک شهر یا روستا امکان دارد یک یا چند نفر چنین ویژگی را داشته باشد، امّا اینکه چه چشمی، دارای شوری چشم است و چه چشمی این‌گونه نیست، هنوز ضابطه‌ و قانون خاصی تعریف نشده است؛ ولی معمولاً افرادی که چشمان نافذی دارند، به شوری چشم متهم می‌شوند.

پی‌نوشت‌ها:
[1]. طباطبایی، محمد حسین، تفسیر المیزان، ج 19، ص 648
[2]. طبری، جامع، ذیل آیه51/ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ذیل همین آیه/ طباطبائی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ذیل همین آیه
[3]. لغت نامه دهخدا
[4]. همان
[5]. معرفت، محمد هادی، شبهات و ردود حول القرآن الکریم، ج۱، ص۲۳۰ـ۲۳۱
[6]. سوره یوسف (12)، آیه 67
[7]. طبری، جامع، ذیل آیه/ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ذیل آیه/ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع‌البیان، ذیل آیه/ فخررازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، ذیل آیه
[8]. طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ذیل آیه/ فخررازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، ذیل آیه/ مجلسی، بحار‌الأنوار، ج۶۰، ص۶ و ج۶۰، ص ۸۹
[9]. طباطبایی، محمد حسین، تفسیر المیزان، ج 20، ص 682
[10]. همان، ج19، ص 42
[11]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 63، ص26، ح 25 / ترجمه المیزان، ج 19، ص 651
[12]. همان، ح 27
[13]. همان، ج 95، ص132، ح 12، جملات تعویذ در آنجا نقل شده است
[14]. همان، ج 95، ص 127، ح 7
[15]. نهج البلاغه، قصار 406




طبقه بندی: سبک زندگی،  خانواده و رسانه،  تهاجم فرهنگی،  حجاب و بدحجابی،  مقاله، 
برچسب ها: چشم زخم، شوری چشم، چشم زخم در قرآن، چشم زخم در روایات، خرافات در چشم زخم، ازلاق بالابصار،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 15 آبان 1393 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
  • تعداد کل صفحات : 5  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic