سلام
پسری ۱۹ ساله و مذهبی و در خانواده سنتی هستم. ۳-۲ سال است دختر خانمی را از آنجایی که خواهر دوستم و البته همسایه خیلی قدیمی مان هستند می شناختم. 
یه سری اطلاعاتی داشتم که ایشون و خانوادشون خیلی معتقد به برخی از اصول دینی نیستند.
اصلا به فکر ازدواج با ایشون نبودم. تا اینکه یکی از دوستام به طور اتفاقی گفت که فلانی رو دوست دارم و میخوام باهاش ازدواج کنم و منم چیزایی که می دونستم بهش گفتم اونم بعد از یه مدت تحقیق فهمید که اوضاع چجوریه و بی خیال شد. ایشونم عین من تا حدودی مذهبی بود.
بعد از یه مدت فهمیدم که میشه یه پسر مذهبی یه دختر اونجوری رو بخواد. منم بدجوری می خواستمش( تا همین هفته از نردیک ندیده بودمش و فقط عکساشو تو فضای مجازی دیده بودم که تعریفی نداشت)
تا اردیبهشت امسال که یه عکس ۳*۴ محجبه ازش دیدم که خیلی خوشم اومد. 
من پسری نبودم که از کسی خیلی خوشم بیاد چه برسه به دوستی و قرار و ....
 من خیلی با حجابش مشکل دارم. علاوه بر اون بر اساس چیزی که می دونم(امیدوارم غلط باشه) فکر کنم در محیط های فامیلی هم حجاب براشون عرف نباشه.
با اینکه دوست پسر داشته باشه قبلا خیلی مشکل ندارم. البته بعد از اینکه بالاخره دیدمش خیلی از اون حس علاقه ام کم شد ولی هنوزم...
چطوری میتونم به حجاب دعوتش کنم؟؟؟
برای من ایمان و نماز و حجاب خیلی مهم هستند. 
در ضمن ۵ ماه از من بزرگتره.

پاسخ سوال:
با سلام، ابتدا از اینکه ما را به عنوان راهنمای خود انتخاب کرده‌اید، تشکر می‌کنم.

تقریبا تمام کتابهایی که در مورد ازدواج نوشته شده است، چه منابع ایرانی و چه آثار خارجی، هماهنگی در سطح مسائل اعتقادی و مذهبی را جزو شرایط اصلی همسرگزینی ذکر کرده‌اند. علاوه بر این، ما در ایران نمی‌توانیم بدون ارتباط با خانواده خود و خویشاوندانمان زندگی کنیم. 

خوشبختانه شما پایبندی به نماز دارید و پوشش مطلوب اسلامی را به عنوان یک ضرورت دینی پذیرفته‌اید. با این توضیح، ازدواج با این دختر خانم به صلاح شما نخواهد بود. مگر اینکه دختر خانم از روی جهالت به موضوع حجابش را رعایت نکند و اگر با وی صحبت شود محجبه خواهد شد در این صورت می توان با وی ازدواج کرد. امّا آیا واقعا این دخترخانم حاضر است به اختیار خود و پس از بحث و گفت و گو مانند شما و خانواده‌تان بشود. 

در این باره چیزی ننوشته‌اید. در صورت پذیرفتن باز هم چون گاهی این دگرگونی‌ها گذراست و امکان دارد از روی احساسات تصمیم گیری شود، شرط عقل این است که فرد همسان خود را انتخاب کنید. به علاوه، اگر اختلاف مذهبی میانتان زیاد باشد، مشکل دو چندان خواهد شد.آموزه‌های دینی نیز به ما می‌گویند: پسر با ایمان نباید با کسی که از نظر دینی با او هماهنگ نیست، ازدواج کند. هر چند از زیبایی او زیاد خوشش بیاید!

حدیثی از پیغمبراکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) آمده است که فرموده: «هر كه با زنى به خاطر جمال و زیبائیش ازدواج نماید در او چیزى را كه خوشایند او نیست خواهد دید.»[1] البته منظور این است که اگر تنها ملاک برای ازدواج، زیبایی باشد، با چنین عاقبتی روبه برو خواهید شد.

البته باید توجه داشت كه معناى این روایت این نیست كه معیار زیبایى اصلا نباید مورد توجه باشد؛ بلكه تاكید دارد كه اولویتهاى گزینش همسر، باید رعایت گردد و اولویت درجه دو و سه جاى اولویت اول را نگیرد.

منبع:
[1]. منتخب میزان الحکمه، ح2786




طبقه بندی: حجاب و بدحجابی،  مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: دختر بدحجاب، علاقه به دختر بدحجاب، ازدواج بخاطر زیبایی، همسرگزینی، تناسب اعتقادی و دینی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 10 مرداد 1394 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
با سلام. حدیثی از پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) است که فرمودند: «هر که با زنی به خاطر مالش ازدواج کند، خداوند او را به مال زن واگذار می‌کند. هر که با زنی به خاطر جمال و زیبایی اش ازدواج نماید، در او چیزی را که خوشایند او نیست خواهد دید. هر که با زنی به خاطر دینداریش ازدواج کند، خداوند زیبایی و ثروت را به آن زن خواهد بخشید.»[1]

خُب ببینید دوستان زیبایی یکی از مسائل خیلی مهمه. الان بنده چطور دختر مورد علاقمو پیدا کنم و به این حدیث هم عمل کنم؟

مگه میشه زشت، زیبا بشه؟ نمی‌خوام منکر اراده خدا بشم، امّا انتظار معجزه نباید داشته باشم که!

پاسخ سوال:
این حدیث شریف دارای چند بخش است که تک تک آن مورد بررسی قرار می‌گیرد.

بخش اول روایت: «هر که با زنی به خاطر مالش ازدواج کند، خداوند او را به مال زن واگذار می‌کند.»

مسأله در مورد ملاک ازدواج است که اگر کسی تنها ملاک یا مهمترین ملاک در انتخاب همسر را مال و دارایی طرف مقابل بداند و براساس آن عمل کند و دیگر ملاک‌های ازدواج را نادیده بگیرد و تنها به جهت جنبه مال دوستی با طرف ازدواج کند، این از دیدگاه دینی مذموم و ناپسند است.

در روایتی از امام علی(علیه‌السلام) در مورد مال دوستی انسان‌ها فرموده است: «وقتی خداوند بنده‌ای را دوست بدارد، مال و ثروت را در پیش او منفور و ناپسند جلوه می‌دهد و آرزوهای او را کوتاه می‌کند و چون خداوند بدی بنده‌ای را اراده کند، مال و ثروت را محبوب او قرار دهد و آروزهایش را گسترش می‌دهد. خداوند متعال بدی هیچ یک از بندگان خود را نمی‌خواهد، مگر اینکه خود بنده اعمالی را انجام دهد که مورد خشم پروردگار خود قرار گیرد که در این صورت خدا هم او را رها می‌سازد و به خودش وا می‌گذارد.»[2]

البته ناگفته نماند که بدست آوردن مال و کسب روزی حلال نه تنها مذموم نیست بلکه امری پسندیده‌ای است، ولی آنچه که ناپسند و مذموم است مال دوستی که انسان را از یاد خدا غافل کند، مذموم است. لذا این امکان وجود دارد که فردی دارای اموال و دارایی بسیار بالایی است، ولی هیچ گاه نسبت به اموال و دارایی‌های خود، دلبسته و وابسته نبوده و همواره در کارهایش متکی به خدای متعال بوده است و از طرفی این امکان وجود دارد که فردی دارای مال کمی است، ولی چنان به همین اموال و دارایی‌های خود، وابسته است که یاد خدا در کارهایش همواره فراموش شده است. 

بنابراین کسی که یاد خدا را فراموش و رها کرده و همواره متکی به امورات مادی و دنیوی است، چگونه می‌تواند انتظار داشته باشد که در بزنگاه‌های حسّاس زندگی، خدا به او کمک کند؟!

لذا کسی که انتخاب شریک زندگی‌اش، برخاسته از مال دوستی‌(ای که غافل کننده از خدا) بوده است، چگونه می‌تواند انتظار داشته در بزنگاه‌های حسّاس زندگی‌اش، خداوند به او کمک کند. از این رو هر که با زنی به خاطر مالش ازدواج کند، خداوند او را به مال زن واگذار می‌کند.

بخش دوم روایت: «هر که با زنی به خاطر جمال و زیبایی‌اش ازدواج نماید، در او چیزی را که خوشایند او نیست خواهد دید.»

این بخش در مورد زیبایی و جمال است که یکی از ملاک‌های انتخاب همسر است. براساس این روایت اگر کسی تنها ملاک انتخاب همسرش، جمال و زیبایی او باشد و دیگر ملاک‌ها را نادیده بگیرد، می‌تواند در زندگی زناشویی دچار مشکل شود و زندگی رضایت بخشی را تجربه نکند. 

همانطور که می‌دانید در مورد مسأله زیباشناختی، جمال و زیبایی صرفا مربوط به چهره و ظاهر افراد نمی‌شود، بلکه براساس اصل زیباشناختی، جمال و زیبایی شامل موارد باطنی نیز می‌شود که از جمله: زیبایی اخلاقی، رفتاری، فکری،گفتاری و ... از این رو جمال و زیبایی ظاهری، بخشی از اصل زیباشناختی ما انسان‌هاست.

یعنی همانطور که ما انسان‌ها از زیبایی ظاهری، لذت می‌بریم، از زیبایی اخلاقی، رفتاری، کلامی و ... نیز لذت می‌بریم. لذا وقتی اخلاق و رفتار زیبایی را مشاهده می‌کنیم از آن لذت می‌بریم و یا وقتی کلام قشنگی را می‌شنویم، لذت می‌بریم و به صاحب آن به به می‌گوییم.

از سویی دیگر، زیبایی‌های باطنی به مراتب از زیبایی‌های ظاهری بهتر است؛ زیرا آنچه که باعث عشق و علاقه پایدار می‌شود وجود زیبایی‌های باطنی است. یعنی می‌توان با داشتن زیبایی باطنی همراه با حداقل زیبایی ظاهری، زندگی عاشقانه، رضایت بخش و پایداری را تجربه کرد. امّا نبود زیبایی‌های باطنی یا کم بودن آن حتی با وجود حداکثر زیبایی‌های ظاهری، نمی‌توان زندگی عاشقانه پایدار و رضایت بخشی را تجربه کرد، بلکه نهایت بتوان برای مدتی آن هم موقت احساس عاشقانه داشت؛ زیرا زیبایی ظاهری برخلاف زیبایی باطنی، بعد از مدتی برای فرد تکراری و عادی می‌شود، امّا زیبایی باطنی هیچ گاه تکراری یا عادی نمی‌شود، بلکه به با گذر زمان، عشق و رضایت در طرفین بیشتر می‌شود.

در نتیجه برطبق این بخش از روایت، اگر کسی صرفا براساس جمال و زیبایی ظاهری طرف مقابل (بدون در نظر گرفتن زیبایی‌های باطنی) با او ازدواج کند، چه بسا در آینده و با ورود به زندگی مشترک(و با عادی شدن زیبایی‌های ظاهری او) پی به نازیبایی‌های باطنی او(یعنی همسرش) ببرد و نتواند زندگی عاشقانه، رضایت بخش و پایداری را تجربه کند.

نکته: منظور روایت این نیست که کلا جمال و زیبایی ظاهری مدنظر قرار داده نشود، بلکه یکی از ملاکهای ازدواج، می‌تواند زیبایی و جمال باشد، ولی نباید تنها ملاک باشد و دیگر ملاک‌های اصلی ازدواج نادیده گرفته شود.

همچنانکه در روایتی آمده است: ابن ابی یعفور می‌گوید: «به حضرت صادق(علیه‌السلام) عرضه داشتم، من برای ازدواج زنی را انتخاب کرده‌ام و پدر و مادرم دیگری را، تکلیف من چیست؟ فرمود: آن را که خودت دوست داری اختیار کن، و آن را که پدر و مادر پسندیده‌اند رها کن.»[3]
یعنی اینگونه نیست که اصلا به زیبایی ظاهری توجه نشود، بلکه یکی از ملاک‌های انتخاب همین پسندقلبی است که فرد، طرف مقابل را برای ازدواج بپسندد. امّا بحث در این است که به مقداری این ملاک توجه شود که باعث نادیده گرفته شدن دیگر ملاک‌ها نشود.

بخش سوم روایت: «هر که با زنی به خاطر دینداریش ازدواج کند، خداوند زیبایی و ثروت را به آن زن خواهد بخشید.»

با توجه به اصل زیباشناختی که در بخش دوم روایت گفته شد، از جمله مواردی که می‌تواند باعث زیبایی باطنی افراد شود، دینداری و عمل به ارزش‌ها و باورهای دینی است. زیرا دین چیزی جز داشتن باور، اخلاق، رفتار و گفتار نیکو نیست که همه این‌ها از جمله مولفه‌های اساسی زیبایی باطنی است. به عنوان مثال اوج زیبایی باطنی را می‌توان در شخصیت پیامبر مشاهده کرد بطوریکه بخاطر همین اخلاق، رفتار ومنش پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله)، بسیار از مردم جهان با گذشت چندین قرن او را دوست دارند و یا بسیاری از افراد دیگری که دارای زیبایی‌هایی درونی بوده‌اند هنوز در دل و یاد ما، دارای ارج و قرب هستند و همواره از آن‌ها به خوبی یاد می‌کنیم.

بنابراین اگر کسی با فردی ازدواج کند که دیندار واقعی است، در واقع پی به زیبایی‌های درونی او برده است و همین امر می‌تواند زندگی عاشقانه، رضایت بخش و پایداری را بدنبال داشته باشد.

البته در این بخش از روایت، نیامده است که فرد با کسی ازدواج کند که زشت صورت باشد. بلکه گفته شده است اگر به خاطر دینداریش با او ازدواج کند؛ یعنی ملاک انتخاب فرد، زیبایی درونی(دینداری) طرف مقابل بوده است، در اینصورت طبق اصل زیباشناختی و اینکه زیبایی درونی تکراری نمی‌شود، بلکه با گذر زمان، عشق و رضایت را بیشتر می‌‌کند، حتی تا جایی پیش می‌رود که در نگاه فرد، چهره و ظاهر طرف مقابلش(معشوقش)، بسیار زیبا خواهد شد.  

پس فردی که دیندار است و از انجایی که در دینداری، مولفه‌های مهم زیباشناختی درونی(از جمله اخلاق، رفتار، گفتار، کردار و باور نیکوست.) وجود دارد، با گذشت زمان از زندگی مشترک، عشق و رضایت فرد بیشتر می‌شود تا جایی که در نگاه فرد، چهره و ظاهر همسر خود را، بسیار زیبا می‌بیند در حالیکه ممکن است در نگاه ما اینگونه نباشد.

در مورد بخشیدن ثروت از سوی خداوند متعال هم می‌توان مفصل در این باره بحث کرد که از باب اجتناب از اطاله کلام، از بیان آن خودداری می‌کنیم.

با آرزوی موفقیت

پی‌نوشت:
[1]. وسایل الشیعه، ج 14، ص31
[2]. غررالحکم، ج۳، ص۱۶۶، حدیث۴۱۱۱ و ۴۱۱۰
[3]. الکافی، ‌ج5، ص401




طبقه بندی: سبک زندگی،  مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: زیبایی ظاهری، زیبایی باطنی، اصل زیباشناختی، مولفه‌های زیباشناختی، پیغمبر اکرم، جمال و زیبایی، ازدواج بخاطر زیبایی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 7 اسفند 1393 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic