سوال: از زندگی واقعا خسته شدم پدر من تعصبی است و از بچگی کارهای دخترانه را از من منع کرد و جدیدا مرا از رفت و آمد با دختر خالمم منع کرده، با اینکه دختر خوبی هست ولی اهل تیپ زدن می باشد و پدرم فکر می کند دختر بدی است. هر روز گریه  و بغض می کنم، دلم گرفته و حالم خراب است. یک روز دست خود را روی قرآن گذاشتم که خودم را نجات بدهم چه با خودکشی چه با فرار کردن از خانه. هیچ کس دوستم ندارد، کمکم کنید.

با عرض سلام واحترام به شما کاربر گرامی؛

لطفا برای مطالعه ادامه مطلب اینجا کلیک کنید




بخاطر محدودیت های والدین، به فکر خودکشی و فرار افتادم!!!





طبقه بندی: تربیت فرزند، 
برچسب ها: محدودیت والدین، خودکشی، تربیت فرزند،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 30 بهمن 1397 | توسط : میهن بلاگ
سلام من دختری 20 ساله هستم. حدود سه ماه با پسری 18 ساله رابطه برقرار کردم، در این مدت هم به او علاقه‌مند شدم ولی او به گفته خودش عاشق من شده، ولی چون سنش کم بود، اصلا حرف او را جدی نگرفتم. تا هنگامی‌که من از این رابطه عذاب وجدان گرفتم و متوجه اشتباهم شدم و قصد قطع ارتباط را داشتم، ولی او افسرده شد و دست به خودکشی زد که خوشبختانه به خیر گذشت.

از طرفی به خاطر اینکه او فعلا موقعیت ازدواج را ندارد، از من انتظار دارد که تا دو سال با او باشم، تا بتواند بعد از دو سال به خواستگاری من بیاید. از طرفی دیگر، خانواده‌ام بسیار مذهبی هستند و اگر بدانند که من با پسری دوست شده‌ام، حتما او را رد می‌کنند.
البته بنده موقعیت و موردهایی برای ازدواج دارم، ولی عشقم به من می‌گوید: تا دوسال باید صبر کنم. به نظرتان باید چکار کنم؟

پاسخ سوال:
با سلام، ابتدا از اینکه ما را به عنوان راهنمای خود انتخاب کرده‌اید، تشکر می‌کنم.

اولا: همانطور که خودتان هم اشاره کردید، ایجاد دوستی و ادامه دادن آن، ازهمان ابتدا کار اشتباهی بوده؛ زیرا علاوه براینکه اینگونه روابط از منظر شرع و عرف نادرست و گناه آلود است، با خود عواقب و پیامدهایی را بدنبال دارد که از جمله این پیامدها؛ ایجاد وابستگی و دلبستگی‌های طرفینی است. به همین دلیل با وجود اینکه شما پی به اشتباه خود برده‌ بودید و قصد قطع رابطه را داشتید، ولی طرف مقابلتان به خاطردلبستگی زیاد به شما و این رابطه، حاضر نبود دست از این رابطه نامتعارف بردارد.

از همین رو با توجه به اینکه از یک طرف، شما موقعیت و مورد‌های مناسبتری جهت ازدواج دارید و از طرفی رابطه‌ای که میان شما و دوست پسرتان وجود دارد، صرفا یک رابطه احساسی بوده و دیگر تناسبات لازمه را هم اصلا در نظر نگرفته‌اید(تناسب اعتقادی، اخلاقی، فکری، رفتاری، فرهنگی و خانوادگی) درحالی‌که در امر ازدواج، صرف عشق و علاقه طرفینی، برای انتخاب کافی نیست، بلکه باید طرفین از مجموع شرایط و ملاک‌های ازدواج نمره خوبی بگیرند و گرنه حتما در زندگی دچار مشکل می‌شوند. به علاوه نباید از پایین بودن سن طرفتان نسبت به خودتان بی توجه باشید. لذا در مجموع به نظر می‌رسد که طرف مقابلتان نمی‌تواند مورد مناسبی برای ازدواج با شما باشد.

دوما: از کجا معلوم صبر و انتظار دو ساله شما برای ایشان، باعث شود که ایشان بعد از آن مدت شرایط ازدواج را پیدا کند؟ چه بسا بعد از دو سال انتظار، نظر او یا خانواده‌اش یا شما و خانواده‌تان تغییر کند. در آن صورت چه کسی بیشترین ضرر خواهد کرد؟ مسلما شما بیشترین ضرر خواهید کرد زیرا بعد از دو سال انتظار بی‌جا و از دست دادن فرصت‌ها و موردهای مناسبتر، بیشترین فشار روحی و روانی را متحمل می‌شوید.
 
از سوی دیگر، از آنجایی که او و شما در ابتدای سن جوانی به سر می‌برید، لذا بیشتر واکنش‌های او و شما برخاسته از احساسات و عواطف آنی است که هر زمان و موقعیتی می‌تواند تغییر کند. از این رو درست است که او  در حال حاضر به شما علاقه شدید دارد، ولی از کجا معلوم بعد از دو سال انتظار، این علاقه تبدیل به نفرت از شما نشود؟ یا از کجا معلوم این علاقه‌اش پابرجا بماند؟

بنابراین توصیه می‌کنیم، هرچه زودتر این رابطه را قطع کنید؛ زیرا ادامه این رابطه، به صلاح هیچ کدامتان نیست. لذا اول: سعی کنید او را با دلیل قانع کنید که ازدواج شما با او به صلاح هیچ‌کدامتان نیست. دوم: رابطه را یک دفعه و به طور کامل قطع کنید تا زودتر نا امید شود و شما را فراموش کند و گرنه ممکن است تا سال‌ها ازدواج نکند، البته اگر احتمال می‌دهید بلایی سر خودش بیاورد به صورت تدریجی از او فاصله بگیرید. بدین صورت که به او کم محلی کنید و کمتر او را تحویل بگیرید، کمتر با او رابطه برقرار کنید، سر قول و قرارتان نمانید و یا کارهایی را انجام دهید که او دوست ندارد، تا کم کم و به تدریج نظرش نسبت به شما تغییر کند و تصویری که از شما در ذهنش ایجاد کرده خراب شود و در نهایت نسبت به شما ناامید شود.

همچنین در آخر با توبه در درگاه خدای متعال از یاد او غافل نشوید و به او توکل کنید و از او بخواهید که به شما کمک کند. همچنانکه امام علی(علیه‌السلام) در این باره فرموده است: «مَنْ تَوكَّلَ عَلَى اللّه ذَلَّتْ لَهُ الصِّعابُ وَ تَسَهَّلَتْ عَلَیْهِ الأَسْبابِ؛ هر كس به خدا توكل كند، دشوارى‌ها براى او آسان مى‌شود و اسباب برایش فراهم مى‌گردد.»[1]

با آرزوی موفقیت

پی‌نوشت:
[1]. تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص197، ح3888 




طبقه بندی: مشاوره ازدواج،  روابط دختر و پسر، 
برچسب ها: دوستی دختر و پسر، رابطه دختر و پسری، خودکشی، دلبستگی، وابستگی شدید، رابطه احساسی، دوستی به قصد ازدواج،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 13 بهمن 1393 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات