من ٣٦ ساله هستم. دانشجوی دكتری معماری و كارمند قراردادی یه شركت دولتی. حقوقم در حد یه كارمند قراردادی هست و تا حقوق كارمندای رسمی فاصله داره. 

سالها هست كه میخوام ازدواج كنم ولی هر كس رو به خانواده معرفی میكردم یه عیبی روی حجابش ،خانواده اش،رفتارش،اعتقاداتش میذاشتن و مانع میشدن و اقدام نمیكردن و من هم به لحاظ شرائط فرهنگی جامعه مون نمی تونستم خودم به تنهایی برم و اقدام كنم،كسی من رو بی خانواده جدی نمی گرفت،خودشون هم قدمی بر نمی داشتن و در بهترین حالت به این و اون میسپردن .نمی دونم تجربه كردین یا نه،یه عده خانم هستن كه دختر معرفی میكنن و واسه خودشون معیارهایی دارن و اولینش این هست كه برای معرفی از دختری شروع میكنن كه كمترین خواستگار جدی و كمترین فیدبك رو داشته و همینطور جلو میرن،واقعا خسته شده بودم از آدمهایی كه هیچ ربطی به هم نداشتیم یا بلحاظ ظاهری نمی پسندیدمشون،نه چون سخت گیر بودم بلكه چون این خانمهای محترم اصلا با سلیقه من تطبیق نداشتن و هرچی به خانواده اصرار میكردم كه من از این گروه ظاهری دخترها خوشم نمیاد نه  این گروه اهمیتی نمی دادن  و یا اینكه این خانمها به شدت ایده آل گرا بودن و من رو رد میكردن،یا ظاهر خیلی خاص میخواستن یا ثروت و دارایی زیاد و یا موقعیت شغلی برجسته كه من نداشتم.

حالا در این سن موهام چند ماهی هست كه به سرعت در حال ریزشه و وسط  و روی سرم داره خالی میشه،دكتر میگه ارثی هست،حالا كه من در گذشته كه قد بلند و اندام نسبتا خوب و موها و چهره بهتری داشتم و كسی كه متناسب من بود رو نتونستم وارد زندگیم كنم الان كه با بی مویی انصافا زشت شدم بهتر نیست بطور كلی قید ازدواج رو بزنم و سعی كنم با تنهاییم بسازم

متاسفانه از نظر خانواده من پسر باید مطابق ایده آلهای اونها ازدواج كنه وگرنه همكاری نمی كنن.ایده آل اونها فقط مذهب هست و تحصیلات دانشگاهی.كاری به علاقه و جذابیت  و یا شباهت اخلاقی و شخصیتی ندارن.جالبه كه هركی رو من معرفی كردم گفتن اینكه خیلی معمولیه اینكه خیلی خاص نیست اما خودشون كمتر از اون رو معرفی كردن.

از هر لحاظ موندم با گناه تنها زندگی كردن چه كنم وقتی میشنوم در حدیث داریم كه بیشتر جهنمی ها مجردین هستن،الان دیگه با این ریزشی كه پیدا كردم كسی سمتم نمیاد و خیلی بده كه خانواده ای ندارم،به نظرتون میتونم تا آخر عمرم تنها زندگی كنم و با مشكلاتش كنار بیام؟ این درد دل نیست سؤالی هست كه از روی ترس و اندوه مطرح شده.

پاسخ کارشناس:
با سلام به شما کاربر محترم

ضمن درک شرایطی که دارید باید عرض کنم که گرچه سن شما برای ازدواج کمی بالا رفته است، ولی به معنای این نیست که شما نمی‌توانید با همسر مناسب خود ازدواج کنید. مضاف بر اینکه معمولاً پسران نسبت به دختران در انتخاب همسر مناسب، بسیار بهتر می‌توانند عمل کنند؛ چون پسران انتخابگرند و دختران انتخاب شونده.

اینکه به دلیل ریزش مو، باعث شده که قدرت انتخابتان کاهش پیدا کند، بهتر است شما هم نسبت به برخی از ملاکهای ترجیحی خود، کوتاه بیایید. حد کوتاه آمدن پسران برای پرهیز از تجرد یا تأخیر بیشتر ازدواج این است که تنها در صورت نبود ملاک‌های اصلی که زندگی را غیر قابل تحمل می‌کند، طرف را رد کنند و در غیر آن تا می‌شود از ملاک‌های ترجیحی کوتاه بیایند. 

منظور از ملاک‌های اصلی ازدواج؛ این است که بودن آن ملاک‌ها برای فرد بسیار با اهمیت است و قابل چشم پوشی نیست؛ مانند ایمان، اخلاق و رفتار خوب طرف مقابل، امّا ملاک‌های ترجیحی، ملاک‌هایی هستند که بودنشان خوب است، ولی اگر هم نبود، برای فرد قابل تحمل است؛ مانند تحصیلات بالا، اختلاف فرهنگی قابل تحمل و ...

امّا اینکه خانواده شما تا به حال نتوانستند مورد مناسبی را برای شما معرفی کنند ناشی از یکی از این سه چیز است:
1. یا اینکه شما در انتخاب همسر ایده آل گرا هستید و هرکسی را که خانواده معرفی می‌کنند، سخت می‌پسندید.
2. یا اینکه ایده آل گرا نیستید ولی خانواده شما درک درستی از ملاکهای شما برای ازدواج ندارند.
3. یا اینکه مخلوطی از ایده آل گرایی و عدم درک درست خانواده درباره ملاکهای شما موجب شده که نتوانید فرد مناسب خود را بیابید.

لذا در گام اول باید بررسی کنید که ملاکها و انتظارت شما از همسر آینده‌تان چیست؟ آیا در این زمینه ایده آل گرا هستید یانه؟ برای این کار توصیه می‌کنم یک قلم وکاغذ بردارید و تمام ملاکها و انتظاراتی که از همسر آینده‌تان برای شما اهمیت دارد را بنویسید و بعد با مشورت مشاور در این زمینه بررسی نمایید که آیا انتظارات شما فراتر و ایده آل گرایانه است یا نه؟

در گام بعدی اگر به این نتیجه رسیدید که خانواده واقعاً درک درستی از ملاکهای شما ندارند، لازم است در این زمینه با قاطعیت بیشتری با خانواده صحبت کنید.[1] همچنین شما می‌توانید از خواهران خود نیز بخواهید که در این زمینه به شما کمک کنند. قطعاً آن‌ها می‌توانند موردهای خوبی را به شما معرفی نمایند. مضافاً از نقش برخی واسطه‌های خیرخواه هم غافل نشوید. برخی به دنبال کار خیر در این زمینه هستند، کافی است که از آن‌ها بخواهید موردهایی را به شما معرفی کنند.

در این زمینه علاوه بر همفکری با خانواده، با سپردن به اطرافیانتان، اهالی مسجد و دوستانتان، به احتمال زیاد خواهید توانست که مورد مناسب خود را بیابید. ضمن اینکه توکل برخدا در امر خیری مانند انتخاب همسر را هیچ گاه نباید از یاد برد؛ چراکه «مَنْ تَوكَّلَ عَلَى اللّه ذَلَّتْ لَهُ الصِّعابُ وَ تَسَهَّلَتْ عَلَیْهِ الأَسْبابِ؛ هر كس به خدا توكل كند، دشوارى‌ها براى او آسان مى‌شود و اسباب برایش فراهم مى‌گردد.»[2]

بنابراین با توکل برخدا و بازنگری در ملاکهای ازدواج خود و تلاش در زمینه همسریابی می‌توانید مورد مناسب خود را بیابید. البته شما در این زمینه علاوه بر خانواده، با سپردن به اطرافیانتان، اهالی مسجد و دوستانتان، به یاری خدا قطعا خواهید توانست که مورد مناسب خود را بیابید.


پی‌نوشت:
[1]. از طریق هشدار و ترساندن والدین نسبت به ادامه تجرد با:
الف) بیان خطرات موجود و شکننده بودن مقاومت اکثر جوانان در شرایط کنونی با استفاده از پیامدهای سوء تاخیر ازدواج مثل: ارتباطات نادرست، گسترش اسباب تحریک و احتمال ایجاد عشق به فرد نامناسب در محیط اختلاط.
ب) بیان غیر مستقیم در معرض خطر بودن خود، با بیان قضایایی که برای دوستان و اطرافیان در محل زندگی یا تحصیل اتفاق افتاده و همچنین بیان موقعیتهای لغزش و گفتن اینکه مقاومت هرکس اندازه‌ای دارد.
همچنین برای راضی کردن والدین با انتخاب دلخواه خود می‌توانید در همین سایت، عنوان راهکارهای راضی کردن خانواده را جستجو کنید و مطالعه نمایید.
[2]. بحارالانوار، ج 75، ص 81.




طبقه بندی: مشاوره ازدواج،  مشاوره خانواده، 
برچسب ها: ریزش مو، ایده آل گرایی، ایده آل گرا، ملاکهای ازدواج، همسریابی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 1 آبان 1395 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
دختری هستم که سنم در حال بالا رفتن است و احساس می‌کنم به خاطر اینکه خانواده‌ام با کسی رابطه‌ای ندارد، خواستگار هم ندارم. می‌دانم که نمی‌توانم خانواده‌ام را تغییر بدهم. لطفا بفرمایید با توجه به شرایطی که دارم، چه راه‌های برای جذب خواستگار وجود دارد؟

پاسخ:
فارغ از اینکه چرا خانواده شما روابط کمی با آشنایان و اطرافیان خود دارند باید عرض کنم؛ اولین کار این است که اگر خوف و احتمال تجرد طولانی را می‌دهید، بهتر است از برخی ملاک‌های ترجیحی خودتان عدول کنید؛ بدین معنی که از برخی ملاک‌های انتخابتان که سلیقه‌ای است، چشم پوشی کنید.

به عنوان مثال؛ انتظار تحصیلات بالا داشتن از همسر آینده‌ و از این قبیل ملاک‌ها که جزء معیارهای اصلی و اساسی ازدواج نیست تا آنجا که می‌توانید از این گونه معیارها دست بکشید تا دایره گزینش و انتخابتان وسعت پیدا کند.

در اقدام بعدی؛ شما باید تا آنجا که می‌توانید شایستگی‌های خود را افزایش داده به گونه‌ای که موجب بهترشدن اخلاق فردی خود شوید.
بعد از آن، باید در موقعیت‌های اجتماعی سالم ظاهر شوید؛ مانند مساجد، اماکن مذهبی، دانشگاه و... ؛ زیرا این حضور مفید می‌تواند در جهت مورد انتخاب قرار گرفتن شما قرار گیرد و از طرفی قرار گرفتن در چنین فضاهایی موجب بروز استعدادها و توانمندی‌های درونی شما نیز می‌شود.

از این واقعیت نیز نباید غافل شد که افراد نسبت به فرد آراسته -ظاهری و باطنی- حس خوبی پیدا می‌کنند. پس باید توجّه داشت که ژولیدگی ظاهری و بروز رفتارهایی که به دور از شأن یک دخترخانم باشد، دایره گزینش و انتخاب شدن خود را کوچک می‌کند.
اقدام چهارم؛ حضور آراسته در مجالس زنانه و همچنین حضور فعّال و سنگین در محافل مردانه نیز می‌تواند این دایره انتخاب شدن را گسترش دهد.

نکته: حضور دختران در محافل اجتماعی و مجالس زنانه، لزوما به معنای پسندیده شدن و یا انتخاب شدن نیست؛ بلکه به معنای دیده شدن آنان توسط دیگران است.

منظور از دیده شدن هم صرفا چهره و ظاهر دختر نیست؛ بلکه شامل اخلاق، رفتار و گفتار دخترخانم نیز می‌شود.همچنین حضور مستمر دختران در مجالس و برقراری رابطه با هم نوعان خود، به تدریج باعث بالا رفتن مهارت‌های کلامی و ارتباطی خود دخترخانم می‌شود و در کنار آن موجب دیده شدن از سوی واسطه‌ها، مادران و خواهران خواستگار می‌شود.

البته فرهنگ همسریابی در جامعه ما به بافت فرهنگی و محل زندگی افراد بستگی دارد. لذا معمولا در روستاها، شهرهای کوچک یا شهرها سنتی و مذهبی هنوز همچون گذشته خانواده آقاپسر نقش موثری در انتخاب همسر برای فرزندشان دارند.
اقدام پنجم؛ برطرف کردن اخلاق‌ها و رفتارهای نادرست و نامناسب که در ازدواج مورد توجّه دیگران است. در واقع هیچ کس علاقه‌ای ندارد که با فردی بدخُلق، عصبی، نامنظم و ... زیر یک سقف روزگار خود را بگذراند.

اقدام ششم؛ استفاده از مراكز مشاوره قابل اعتماد در محیط دانشگاه و بیرون دانشگاه جهت همسریابی نیز به شما توصیه مى‏‌شود. جهت اطلاعات بیشتر و دقیق‌‏تر و تصمیم‌‏گیرى واقع بینانه‌‏تر، براى مهمترین تصمیم دوران زندگى، بهتر است در این زمینه از تجربه و مشورت خانواده و دوستان متأهل استفاده كنید؛ به ویژه اگر هم‏كلاسى متأهل یا استاد با حوصله و دلسوزى دارید كمك شایان توجهى مى‏‌توانند به شما ارائه دهند.

امّا در کنار همه این مواردی که گفته شد، نباید از دعا و توکل به خدای متعال و توسل به اهل بیت(علیهم‌السلام) در این امر مهم غافل شد. چه بسا عده‌ای موقعی که این توصیه به آن‌ها داده می‌شود، می‌گویند؛ بسیار دعا کردیم، ولی نمی‌شود! در حالی که همین اظهارنظرهاست که باعث می‌شود فرد به نتیجه نرسد؛ زیرا فرد به این توصیه مهم و عملی، نگاه ناامیدانه‌ای دارد، در حالی که فرد در دعا، باید ایمان داشته باشد که می‌شود تا بشود.

كتاب‏‌هاى ذیل نیز در این زمینه مى‏‌تواند برای شما مفید باشد:
۱. جوانان و انتخاب همسر، على اكبر مظاهرى، انتشارات پارسایان
۲. انتخاب همسر، آیت اللَّه ابراهیم امینى، سازمان تبلیغات اسلامى
۳. تشكیل خانواده (از سرى آموزش خانواده)، جمعى از مؤلفان، انجمن اولیاء مربیان

بازنشر اول: رهروان ولایت




طبقه بندی: مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: همسریابی، نبود خواستگار، تحصیلات بالا، مجالس زنانه، حضور دختر در محافل اجتماعی، دیده شدن دختر، ظاهر دختر،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 11 دی 1394 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
حتما شما هم با این نظر موافق هستید که دخترانی که روابط اجتماعی بهتری دارند و منزوی و گوشه گیر نیستند زمینه ازدواج برایشان بهتر فراهم است.

امّا متاسفانه بسیاری از دختران پاک و محجبه با بالارفتن سنشان هنوز ازدواج نکرده‌اند و یا خواستگار مناسبی برایشان نیامده است. واقعا علت در کجاست؟ چرا عده‌ای از دختران پاک، نجیب و محجبه کمتر خواستگار دارند؟

همانطور که در مقدمه اشاره شد، با قاطعیت می‌توان گفت که علت عمده آن، دیده نشدن اینگونه دختران در جامعه است. متاسفانه عده‌ای از دختران محجبه، بدلیل انزوا و گوشه‌گیری زیاد در خانه، کمتر خود را در معرض دیده شدن در میان اطرافیان خود قرار داده‌اند و چه بسا اصلا دیده نشوند.

از این رو وقتی دخترخانم‌های پاک، باحجاب و با حیا، خود را در معرض دیده شدن قرار نمی‌دهند و مدام از اجتماع دوری می‌کنند، مسلما مادرانی که بدنبال عروس برای پسرشان هستند و یا واسطه‌های خیّر و همچنین آقاپسرانی که در شأنشان می‌باشند، نمی‌توانند چنین گوهرهای نابی را پیدا کنند.

البته همین جا باید متذکر شد که در اجتماع بودن و در معرض دیده شدن هرگز به معنای رابطه مخفیانه و غیرشرعی با جنس مخالف نیست؛ بلکه با حفظ شئونات شرعی و عرفی، دخترخانم‌های با حجب و حیا می‌توانند در اجتماع حضور داشته باشند و دیده شوند.
واقعا چه اشکالی دارد دخترخانم‌ها در مجالس عمومی و با رعایت مسائل شرعی و عرفی، حضور داشته باشند؟ آیا شرکت در نشست‌های دوستانه و فامیلی و همچنین سفرهای جمعی(فامیلی) و شرکت در کلاس‌های مختلف(نه مختلط) تا جایی که منجر به خارج شدن از حد شرعی  و عرفی نمی‌شود، اشکال دارد؟
همواره باید توجه داشت که یکی از راههای انتخاب شدن، در معرض دیده شدن است؛ اینکه برخی از دخترخانم‌ها توانسته‌اند خواستگارانی داشته باشند و در نهایت ازدواج کنند، یکی از دلایل مسلم آن، دیده شدن است. لذا باید گوهرهای ناب دیده شوند تا چیده(و انتخاب) شوند.

اینکه متاسفانه برخی از دختران تصور می‌کنند، خود را در معرض انتخاب قرار دادن نشانه ضعف است و همواره گوشه گیری را انتخاب می‌کنند باید گفت چنین تصوری اصلا درست نیست؛ زیرا دختران برای ازدواج لازم است در معرض دیده شدن قرار بگیرند تا فرد مناسبی آنان را انتخاب کند.

از طرفی از آنجایی که دختران برای ازدواج، همواره مطلوب بودند، خودشان نمی‌توانند پیشنهاد دهنده باشند و با عدم معرفی به افراد و مراکز همسریابی نیز نمی‌توانند از کمک آنان بهره مند شوند، پس با این شرایط پسرانی که دنبال مورد مناسب هستند، قادر نخواهند بود دختران دلخواه خود را پیدا کنند. از این رو لازم است دختران در معرض انتخاب قرار بگیرند تا شناخته و در نهایت برای ازدواج انتخاب شوند.
این نکته نیز قابل توجه است که صرف بودن در مجالس اجتماعی، همیشه به معنای انتخاب شدن هم نیست؛ بلکه تنها به معنای دیده شدن است و این دو با هم متفاوت است. لذا ممکن است که دخترخانمی در مجلسی دیده شود، ولی انتخاب نشود.

به عبارت دیگر؛ در مجالس و محافل بودن با رعایت مسائل شرعی خوب است ولی کافی نیست، از طرفی منظور از دیده شدن دخترخانم، صرف دیده شدن قیافه و ظاهر او نیست؛ بلکه علاوه بر دیده شدن از جهت ظاهری، از جهت باطنی هم دیده شود؛ یعنی اخلاق، رفتار، مهارت‌های زندگی، مهارت‌های ارتباطی دختر خانم نیز دیده شود. مثلا اگر دخترخانمی در محافل و مجالس متعددی حضور پیدا می‌کند، ولی از جهت اخلاقی و رفتاری نادرست عمل می‌کند و یا اینکه مهارت‌های ارتباطی را بدرستی نمی‌داند و یا مهارت خاص زندگی را ندارد، مسلما کمتر در معرض انتخاب شدن قرار می‌گیرد.

امّا راهکارهای دیده شدن دختران:
۱. دخترخانم همواره در تمام محیط‌ها با وقار، عاقلانه، جدّی و محترمانه برخورد، صحبت و حرکت کند و هیچ گاه تصور نکند که اگر کمی بی حجاب شود یا جلف برخورد کند بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد؛ زیرا اگر این کار را بکند، بیشتر مورد توجه کسانی قرار می‌گیرد که هدفشان صرفا دوستی و رابطه است نه ازدواج.

2. دخترخانم‌ها لازم است انزوا و گوشه‌گیری را کنار زده و در مجالس زنانه مانند مهمانی‌های فامیلی، مجالس عزا و شادی، با ظاهری آراسته و مرتب توأم با برخوردی محترمانه و متین حضور داشته باشند.(تا توسط واسطه‌های خیّر و مادرانی که بدنبال دختر برای پسرشان هستند، دیده شوند.)

۳. همانطور که گفته شد دخترخانم‌ها در فعالیت‌ها و برنامه‌های جمعی شرکت کنند. البته اصلا نباید معلوم باشد که هدفشان از حضور و شرکت در مجلس چیست.

4. اگر کسی به آنان نزدیک شد، تا بهتر آنان را بشناسد، بهتر است با حفظ حریم‌های شرعی و عرفی بصورت عادی، سنگین و محترمانه برخورد کنند. امّا اگر طرف مقابل برخورد را گرمتر کرد بهتر است با حفظ احترام رابطه را ادامه ندهند تا طرف متوجه شود که آنان اصلا بدنبال رابطه برقرار کردن نیستند.

5. مادر دخترخانم نیز می‌تواند در مجالس مختلف به بهانه‌های گوناگون از محسنات و خوبی‌های دخترخانم خود؛ مانند علم، تخصص، هنر و میزان مهارت دخترخانم در خانه داری و ... تعریف دهد.

6. دخترخانم‌ها حضور فعّال و سنگین در محافل مردانه داشته باشند. البته با حفظ شئونات دینی؛ زیرا این کار می‌تواند باعث شود که دخترخانم‌ها بیشتر مورد انتخاب آقایان مجرد قرار بگیرند.

بازنشر اول: رهروان ولایت




طبقه بندی: سبک زندگی،  حجاب و بدحجابی،  مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: دختران محجبه، دیده شدن دختران، گوشه گیری دختران، همسریابی، دختران منزوی، در معرض انتخاب شدن، حضور در مجالس زنانه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 13 تیر 1394 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
سلام، بنده دختری ٢۴ساله هستم. مدتی است که حال روحی‌ام اصلا مناسب نیست، نمی‌دانم علتش چیست. اصلا آرامش ندارم و احساس می‌کنم که افسرده شده‌ام.
هنگامی که به هم‌سن و سالان خودم نگاه می‌کنم، می‌بینم همه آن‌ها یا در مقطع ارشد در حال تحصیل هستند و یا در حال فعالیت و کار، امّا من تازه سال گذشته توانسته‌ام کنکور قبول شوم. 

با توجه به شرایط سنی که دارم، هنوز هنر و تخصصی ندارم. از اینکه از هم‌سن و سالان خود عقب هستم، ناراحتم.

از طرفی، دلم می‌خواست یک نفر پیدا می‌شد که به علاقه داشته باشد، امّا اصلا این اتفاق نمی‌افتد. نیاز زیادی در خودم احساس می‌کنم که یک نفر مرا دوست داشته باشد و مرا برای ازدواج انتخاب کند، امّا اصلا انگار نه انگار، هیچ کسی وجود ندارد. نمی‌دانم علت این بی قراریم چیست و اینکه چرا آرامش ندارم!؟

لطفا دلداری بی‌خودی ندهید و راهنماییم کنید. با تشکر

پاسخ سوال:
با سلام، ابتدا از اینکه ما را به عنوان راهنمای خود انتخاب کرده‌اید، تشکر می‌کنم.

چند نکته عارض می‌شوم که امیدوارم مفید واقع شود:

نکته اول: توجه داشته باشید که هیچ کسی نمى‏‌تواند تمام شرائط و امكانات را بر وفق مراد خود فراهم کند، امّا مى‌‏تواند خود را با شرائط موجود هماهنگ کند. لذا با ابتكار، خلاقیت و بهره‏‌مند شدن از دیگر توانمندی‌هاى خود، می‌توان شاد و با نشاط زندگى كرد. بنابراین هیچ گاه نباید این موضوع مانع عمده‏‌اى بر سر راه ادامه زندگى شما شود.

همچنین، اطمینان داشته باشید که اگر علاوه بر سعی و تلاش خود، به خدای متعال نیز توكل كنید و تمام امور زندگى خود را به او واگذار کنید، خداوند به بهترین شكل، به آن رسیدگى می‌کند؛ چون که او خیر و صلاح بندگانش را بهتر از من و شما مى‏‌داند. خدای متعال در این باره در سوره بقره آیه 216 فرموده است: «... وَ عَسَى أن تَكرَهُوا شَیئاً وَ هُوَ خَیرٌ لَكُم وَ عَسَى أن تُحِبُّوا شَیئَاً وَ هُوَ شَرٌ لَكُم وَ اللهُ یَعلَمُ وَ أنتُم لَا تَعلَمُون؛ چه بسا چیزى را خوش نداشته باشید حال آن كه خیر شما در آن است و یا چیزى را دوست داشته باشید، حال آنكه شر شما در آن است و خدا مى‌‏داند و شما نمى‏‌دانید.»[بقره، 216]

نکته دوم: همانطور که خودتان هم اشاره کرده‌اید علل اصلی بی قراری شما در زندگی مربوط به دو چیز است؛ 
1. نیاز عاطفی شما به جنس مخالف.
2. احساس عدم موفقیت که آن هم به خاطر مقایسه خود با دیگران، چنین احساسی در شما ایجاد شده است.

امّا در مورد نیاز عاطفی خود، بهتر است در صورت وجود خواستگار مناسب، حتما ازدواج کنید. البته یافتن فرد مناسب تاحدودی نیازمند مهارت‌های همسریابی است که در ادامه به آن اشاره خواهیم کرد. امّا تا یافتن فرد مناسب و ازدواج، به شما توصیه می‌کنیم که این نیاز عاطفی خود را بوسیله ارتباط محبت آمیز با دیگر اعضای خانواده‌ خود به خصوص پدر و مادر و دیگر اعضای خانواده و همچنین دوستان صمیمی(به ویژه دوستان مثبت و پرانرژی و بانشاط)، برطرف کنید.

امّا در مورد احساس عدم موفقیت در زندگی خود باید عرض کنم با یک نگاه واقع بینانه می‌توانید در همان موقعیتی که هستید خود را به یک انسان موفقی تبدیل کنید؛ انسان موفقی که هم خدای متعال، هم خانواده و هم دیگران از او راضی هستند و آرامش نسبی در زندگی شما جاری شود.

پس، هیچ گاه فکر نکنید که چون تا به حال ازدواج نکرده‌اید و یا اینکه مانند دوستان خود مدارک تحصیلی آن چنانی کسب نکرده‌اید، حتما یک انسان شکست خورده هستید، بلکه تلاش کنید در همان موقعیتی که هستید یک انسان موفقی باشید؛ زیرا هر کسی با توجه به موقعیت و شرایطی که دارد، می‌تواند یک انسان موفق باشد. برای این منظور بهتر است به این راهکارها توجه داشته باشید؛

1. تلاش کنید مهارت‌های زندگی و ارتباطی خود را ارتقاء دهید. از این رو مهارت‌های زندگی خود را از طریق؛ مسئولیت پذیری، بالا بردن آستانه صبر و تحمل در هر شرایطی، بکار بردن تفکر منطقی و عقلانی در شرایط مختلف، مطالعه، ارتقاء مهارت‌های ارتباطی درست و... بالا ببرید که مسلما همه این‌ها زمینه افزایش اعتماد به نفس شما نیز می‌شود.

2. در نشست‌های دوستانه، فامیلی و همچنین سفرهای جمعی و کلاس‌های مختلف شرکت کنید؛ چرا که باعث ارتقاء مهارت‌های ارتباطی و همچنین باعث بالا رفتن اعتماد به نفس در شما می‌شود.

نکته: وقتی به اندازه کافی اعتماد به نفس شما بالا رود، باعث می‌شود که شما به تدریج نسبت خود احساس رضایت داشته باشید و در ادامه حس موفقیت در شما بوجود بیاید.

توجه داشته باشید که حس موفقیت، چیزی جز اعتماد به نفس داشتن نیست. اعتماد به توانمندی‌ها‌، استعدادها و مهارت‌های خود و بالاتر از آن اعتماد به خدای حکیم، باعث حس موفقیت و آرامش در ما انسان‌ها می‌شود؛ «أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛ آگاه باشید که دل‌ها به یاد خدا آرامش می‌یابد.»[رعد، 28]

3. تلاش کنید از تنهایی که موجب بوجود آمدن افکار یا نگرش‌های منفی نسبت به زندگیتان می‌شود، جدا خودداری کنید. لذا بکوشید به جز مواقعی که ضرورت دارد، در تنهایی قرار نگیرید.

4. با افراد شاداب، فعال، اجتماعی و متدین و در عین حال مثبت نگر معاشرت کنید.

5. ارتباط عاشقانه قلبی با خدا و اهل بیت(علیهم‌السلام) برقرار و سعی کنید در مورد نحوه و روش زندگی انسان‌های بزرگ مطالعه کرده و دریابید که چگونه آن‌ها زندگی سعادتمندانه‌ای داشته‌اند. همچنین با توسل به خدای متعال، از او بخواهید که شما را کمک کند و همواره به لطف و رحمت خدا امیدوار باشید.

6. توجه داشته باشید که تغییر روحیه و نوع تفکر شما نیاز به زمان، صبر و اراده قوی است. امام علی(علیه‌‌السلام) در مورد صبر فرموده است: «کسی که بر مرکب صبر و بردباری سوار شد، به میدان پیروزی خواهد رسید.»[1]

نکته آخر: راهکارهایی برای همسریابی:
1. سعی کنید حضور آراسته در مجالس زنانه داشته باشید.(این حضور آراسته باعث می‌شود که بیشتر دیده شوید و بیشتر دیده شدن هم باعث می‌شود که بیشتر در معرض انتخاب قرار بگیرید.) لذا سعی کنید بیشتر در مجالس و محافل اقوام و آشنایان شرکت کنید.

2. سعی کنید حضور فعال و سنگین در محافل مردانه(البته با حفظ شؤونات دینی) داشته باشید؛ زیرا می‌تواند باعث شود که شما بیشتر مورد انتخاب آقایان قرار بگیرید.

3. سعی کنید تا جایی که امکان دارد از ملاک‌های ترجیحی کوتاه بیایید. حد کوتاه آمدن دختران برای پرهیز از تجرد یا تاخیر ازدواج این است که تنها در صورت نبود ملاک‌های اصلی که زندگی را غیر قابل تحمل می‌کند طرف را رد کنند و در غیر آن صورت، تا می‌شود از ملاک‌های ترجیحی کوتاه بیایند.

منظور از ملاک‌های اصلی ازدواج؛ این است که بودن آن ملاک‌ها برای فرد بسیار با اهمیت است و قابل چشم پوشی نیست؛ مانند اخلاق و رفتار خوب طرف مقابل. امّا ملاک‌های ترجیحی ملاک‌هایی هستند که بودنشان خوب است، ولی اگر هم نبود، برای فرد قابل تحمل است مانند نداشتن تحصیلات بالا و ...

پی‌نوشت:
[1]. بحارالانوار، ج۷۸، ص۷۹




طبقه بندی: مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: ملاک‌های ازدواج، ملاک‌های ترجیحی، افسردگی، مهارت‌های ارتباطی، مهارت‌های زندگی، همسریابی، احساس موفقیت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 10 بهمن 1393 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
دختری 24هستم که حدود سه سال است با یک پسری که 3سال از خودم بزرگتر است رابطه دارم.
اوایل روابطمان، ایشان قصد داشت به خواستگاری من بیاید، حتی مرا با خواهر و مادرش آشنا کرد، امّا آن زمان، من به دلیل اینکه دانشگاهم را تازه آغاز کرده بودم و چه بسا بیشتر به خاطر خواهر بزرگترم، پیشنهادش را آن زمان رد کردم.

امّا در این همه مدت، ما با هم در ارتباط هستیم، همدیگر را می‌بینیم. این یک سال اخیر به دلیل مشکلات مالی که دارد مدام می‌گوید: تا وضع مالی خودش خوب نشود، اقدام رسمی جهت ازدواج با من را نمی‌کند.

از طرفی من خیلی به او وابسته شدم، خیلی دوسش دارم، البته او هم مرا دوست دارد، ولی معتقد است که باید وضع مالیش درست شود بعد اقدام رسمی کند. امّا من هم از این وضعیت و وعده‌هایش خسته شده‌ام. لطفا مرا راهنمایی کنید.

پاسخ سوال:
سلام، ابتدا از اینکه ما را به عنوان راهنمای خود انتخاب کرده‌اید، تشکر می‌کنم.
-
نکته اول در مورد شیوه همسریابی:
مطمئنا اینگونه انتخاب کردن همسر، راه درستی نیست؛ زیرا معمولا همسری که از طریق روابط نامتعارف و دوست یابی، گزینش می‌شود، با خود عواقب و پیامدهایی بدنبال دارد و در صد موفقیت در چنین ازدواج‌هایی معمولا کم است.

لذا به طور کلی، از فکر اینکه از طریق دوست یابی، فرد مناسب خود را پیدا کنید، بیرون بیایید و به صورت منطقی و عاقلانه با این موضوع بسیار مهم، رفتار کنید. زیرا اینگونه انتخابات بیشتر رویکرد احساسی و عاطفی دارد و مسلما انتخابی که برخواسته از احساسات باشد، بیشتر در معرض شکست و عدم موفقیت خواهد بود.

چرا که ممکن است بعدها بخاطر مخالفت خانواده‌ها نتوانید با فردی که در ارتباط هستید ازدواج کنید و در نتیجه مجبور شوید رنج زیادی را برای فراموش کردن یکدیگر تحمل کنید. یا ممکن است در بعضی از موارد بین طرفین اختلاف ایجاد شود که یا مانع ازدواج می‌شود و یا بر زندگی آینده اثر منفی می‌گذارد. 

ازطرفی به دلیل تحریک احساسات و عواطف طرفین، شناخت درست که برخواسته از عقل و منطق باشد، کم می‌شود. همچنین گسترش دادن ارتباط خود با ایشان، نه تنها باعث شناخت بیشتر شما از ایشان نمی‌شود، بلکه باعث منحرف شدن شناخت شما از ایشان می‌شود؛ زیرا وقتی احساسات و عواطف در روابط نقش پررنگی داشته باشند، همین عامل مانع از شناخت منطقی و عقلانی از طرف مقابل و موقعیت بوجود آمده می‌شود.

امام علی(علیه‌السلام) می‏‌فرماید: «حُبُّ الشِّیء یُعمی وَ یُصمّ؛ دوست داشتن چیزی انسان را كور و كر می‌كند.»[1] حال آنکه تصمیم‏‌گیری درست در مورد ازدواج با فرد خاص، تنها با تكیه بر عقلانیّت و خردورزی ممكن است. به علاوه، چه بسا دوستی و ارتباط شما با دوست پسرتان از منظر شرع و دین نیز گناه آلود و نادرست است.

بنابراین، بهتر است این رابطه بی سرانجام را به سرانجام درست تبدیل کنید. لذا بهتر است رابطه را قطع کنید و همراه با قطع ارتباط، از او بخواهید که بطور رسمی اقدام کند. بدین صورت به او بگویید که بیش از این نمی‌توانید این رابطه را ادامه دهید. (رابطه سه سال زیاد است و از طرفی ممکن است که در این مدت به انتظار فرد مورد علاقه‌تان، خواستگاران زیادی را از دست داده باشید.) 

نکته بعدی؛ مشکلات مالی فرد مورد علاقه‌تان:
امّا در مورد مشکل مالی ایشان نیز می‌توانید به او بگویید: تو فعلا اقدام کن و در مورد هزینه‌های ازدواج می‌توان با توافق و کمی زمان مشکل را حل کرد؛ مثلا اول عقد می‌کنید و بعد از مدت معینی وارد زندگی مشترک شوید و حتی می‌توان با کم کردن توقعات زندگی را آغاز کرد.
امام جعفر صادق(علی‌السلام) در کلامی گهربار ترک ازدواج را به خاطر تنگدستی، مذمت کرده و می­‌فرماید: «مَنْ تَرَكَ التَّزْوِیجَ مَخَافَةَ الْفَقْرِ فَقَدْ أَسَاءَ الظَّنَّ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ- إِنْ یَكُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ‏؛ هر كه از ترس تهیدستی ازدواج را ترک کند، به خدای عزّوجل گمان بد برده است. خداوند عزّوجل می­‌فرماید: اگر تهیدست باشند خداوند از فضل خود توانگرشان می­‌سازد.»[2] 

بنابراین اگر باقطع ارتباط، فرد مورد علاقه‌تان هیچ اقدامی نکرد، این نشان می‌دهد که زیاد تمایلی به ازدواج با شما نداشته است و شما بیخودی انتظار او را کشیده‌اید، امّا با وجود این، وضعیت بلاتکیف شما مشخص می‌شود و از این بلاتکلیفی خارج می‌شوید.

نکته پایانی:
تن به ادامه دادن رابطه، باعث می‌شود که کماکان موقعیت‌های بهتری را از دست بدهید و در نهایت لطمات جبران ناپذیری را تجربه کنید.

پی‌نوشت‌ها:
[1]. من لایحضره الفقیه، ج4، ص380، ح5812
[2]. من لا یحضره الفقیه، ج‏3، ص386




طبقه بندی: مشاوره ازدواج،  روابط دختر و پسر، 
برچسب ها: 3سال رابطه، رابطه، بلاتکلیفی، از دست دادن فرصت‌ها، همسریابی، انتخاب، دوست یابی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 6 بهمن 1393 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
  • تعداد کل صفحات : 5  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات